بیا ! بایستیم به نماز، به یک قبله رو کنیم
تو از قبیله ی نیازیمنم ،قبله ی ناز بیا ! بایستیم به نماز به یک قبله رو کنیم
شبنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:58 توسط شبنم شیروانی
|

غزال تیز تکم
در
کدام غزل
غزال
تیز تک شده ام؟
قوس قزح
رنگین
کمان سایه ی چشمانم
خمارآلود
کابوس
ترا
سیاه
و سپید می بیند
شبنم
+
نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 2:58 توسط شبنم شیروانی
|

های هوار شده ..ای شبنم
شب
را سیاهی ِ قیرگونه ی چشمانت
رنگ
می بازاند
های هوار شده ...ای شبنم!
شبنم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:49 توسط شبنم شیروانی
|

بگشا دکمه های حیای پیرهنت
اینجا
این منم!
تنی که نیت نماز می کند
بر سجاده ی تنت
اذان عشق را بخوان!
"هی علی الفلاح"
خواهم شتافت
به آغوشت
تا رستگاری تام و تمامیت ِ تنت
بگشا
دکمه های حیای پیرهنت
شبنم
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 20:53 توسط شبنم شیروانی
|

رنج ِ لذت
اول بار لذتم با تو جبر ناگزیر بود از سر ِ دلتنگی اما حالا برایم عادت شده ای یعنی دلیل ِ رنجی که می کشم کدام یک از این دو لذتست ؟... تو می دانی ؟
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 22:40 توسط شبنم شیروانی
|

آسیابان مددی!!!
آب ها ز آسیاب افتاد، آسیابان مددی!آبروها همه شده بر باد ، آسیابان مددی! چرخش عشق می چرد آزاد ، آسیابان مددی! بخت ِگندمی چونین ارزن، نان نمی شود امروز بی سبب چرخ می زنی دستاس ؟ ، آسیابان مددی!
شبنم
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:33 توسط شبنم شیروانی
|

بر سر در یک آکادمی نوشته بودند
"یک با یک برابر نیست"
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 22:8 توسط شبنم شیروانی
|

راستی ! جه می شود ،این ،مرا؟
وقتی که ..
از
تمام ِ بدی های روزگار
خسته
ام
خودم
هم نمی دانم
راستی !! چه
می شود ، این، مرا؟؟
شبنم
+
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:47 توسط شبنم شیروانی
|

سایه ی همسایه
عشق گاه
سایه می شود
بی گاه
همسایه می شود
همسایه ای که بار سنگین ِ گاه ... بی گاهی ام
قامت ترا خم کرده
کمان ِ تنت بردار
بیار
می خواهم
سایه ام را تیر باران کنم
شبنم
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 12:47 توسط شبنم شیروانی
|

"احساس هر آیینه ای، این است!"
+
نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 18:15 توسط شبنم شیروانی
|

|